- 1405/07/29 - 09:47
- زمان مطالعه : 11 دقیقه
- /ZK57
تأکید مدیر گروه آموزشی روانپرستاری دانشکده پرستاری و مامایی زنجان بر نقش دانشگاه و حرفههای مراقبتی در سلامت روان جامعه
«از همدلی تا همبستگی»؛ سلامت روان سرمایهای برای زندگی جمعی است
«از همدلی تا همبستگی»؛ سلامت روان سرمایهای برای زندگی جمعی است
تأکید مدیر گروه آموزشی روانپرستاری دانشکده پرستاری و مامایی زنجان بر نقش دانشگاه و حرفههای مراقبتی در سلامت روان جامعه
به گزارش روابط عمومی دانشکده پرستاری و مامائی زنجان - دکتر کوروش امینی، مدیر گروه آموزشی روانپرستاری دانشکده پرستاری و مامایی زنجان، در یادداشتی با عنوان «از همدلی تا همبستگی: سهم ما در سلامت روان ایران» و همزمان با هفته ملی سلامت روان که امسال با شعار «شنیدن روایتهای جامعه؛ گامی برای عبور از بحران» برگزار میشود، بر نقش پیوندهای انسانی، حمایت اجتماعی و مسئولیت مشترک نهادهای آموزشی و حرفههای مراقبتی در تقویت سلامت روان جامعه تأکید کرد.
به گفته دکتر امینی، عبور از روزهای دشوار بیش از آنکه به توان یک فرد وابسته باشد، به کیفیت پیوندهای انسانی و ظرفیت همکاری در جامعه بستگی دارد. هیچ انسانی در تمام مراحل زندگی بینیاز از دیگران نیست و هر یک از ما ممکن است روزی در جایگاه یاریرسان و روزی دیگر نیازمند حمایت، همراهی یا حتی یک کلمه دلگرمکننده باشیم. از همین رو، سلامت روان را نمیتوان تنها مسئولیتی فردی دانست؛ این موضوع با کیفیت زندگی جمعی، احساس تعلق و آمادگی جامعه برای مراقبت از یکدیگر پیوندی نزدیک دارد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه تأکید کرد: سهم افراد در سلامت روان جامعه لزوماً به اقدامهای بزرگ و پرهزینه محدود نمیشود. گاهی این سهم در یک دیدار صمیمانه، همراهی با خانوادهای داغدار، رسیدگی به سالمندی تنها، کمک به همسایهای گرفتار یا توجه به همکاری خسته شکل میگیرد. با این حال، اثر واقعی این رفتارها هنگامی آشکارتر میشود که از اقدامهای پراکنده فراتر روند و به فرهنگی پایدار از همدلی، مسئولیتپذیری و همکاری تبدیل شوند.
سلامت روان؛ فراتر از نبود اختلال
دکتر امینی با اشاره به مفهوم سلامت روان گفت: سلامت روان تنها به معنای نداشتن اختلال روانی نیست؛ احساس امنیت، توان برقراری ارتباط، امکان مشارکت در زندگی اجتماعی، برخورداری از روابط حمایتگر و توان مواجهه با دشواریهای زندگی نیز در بهزیستی روانی نقش دارند. به همین دلیل، مراقبت از سلامت روان نه فقط برای فرد و خانواده او، بلکه برای کیفیت زندگی جامعه اهمیت دارد.
وی با استناد به پژوهشهای انجامشده در ایران افزود: یک فراتحلیل شامل ۶۴ مطالعه ایرانی، رابطهای با اندازه اثر متوسط میان حمایت اجتماعی و سلامت روان گزارش کرده است. این یافته به معنای آن نیست که حمایت اطرافیان به تنهایی همه مشکلات روانی را برطرف میکند، بلکه نشان میدهد روابط حمایتگر در کنار سایر عوامل فردی، اجتماعی و درمانی میتوانند بخشی مهم از ظرفیت مراقبت از سلامت روان باشند.
به گفته مدیر گروه آموزشی روانپرستاری دانشکده پرستاری و مامایی زنجان، جامعهای که در آن افراد احساس کنند در دشواریها کاملاً تنها نیستند، زمینه مناسبتری برای درخواست کمک، مشارکت و بازگشت به فعالیتهای روزمره فراهم میکند. در مقابل، بیتفاوتی، تحقیر، طرد اجتماعی و نادیده گرفتن رنج دیگران میتوانند فاصله میان انسانها را بیشتر کنند. بنابراین، تقویت سلامت روان به خدمات تخصصی نیاز دارد، اما در همان حال به شیوه رفتار ما با یکدیگر نیز وابسته است.
ایراندوستی در رفتار با مردم معنا پیدا میکند
دکتر امینی در بخش دیگری از یادداشت خود با تأکید بر اینکه ایران تنها مجموعهای از جغرافیا، تاریخ و میراث فرهنگی نیست، تصریح کرد: ایران در زندگی مردم، خاطرههای مشترک، زبان و فرهنگ، خانوادهها و پیوندهایی که نسلها را به هم متصل میکنند نیز حضور دارد. دوست داشتن این سرزمین هنگامی عمیقتر میشود که به علاقه و مسئولیت در برابر مردمان آن تبدیل شود؛ به این معنا که رنج هموطن خود را بیاهمیت ندانیم، موفقیت او را فرصتی برای شادی جمعی ببینیم و در حد توان برای بهتر شدن زندگی یکدیگر قدم برداریم.
وی افزود: این نگاه، وطندوستی را از یک احساس صرف به رفتاری روزمره تبدیل میکند. استادی که با دلسوزی برای رشد دانشجویان تلاش میکند، پرستاری که با وجود دشواری کار کرامت بیمار را حفظ میکند، پژوهشگری که دانش خود را در خدمت نیازهای جامعه قرار میدهد، همسایهای که در روزهای دشوار به یاری دیگری میشتابد و خانوادهای که از فرد آسیبپذیر مراقبت میکند، هر یک به شیوه خود در ساختن جامعهای سالمتر سهم دارند.
دکتر امینی همچنین با تأکید بر اهمیت همنوعدوستی گفت: همنوعدوستی به معنای نادیده گرفتن تفاوتها یا یکسان دانستن تجربههای انسانها نیست؛ معنای آن این است که کرامت انسان را به شباهتها، موقعیت اجتماعی یا میزان توانمندی او مشروط نکنیم. ممکن است تجربه، باور یا شیوه زندگی دیگری با ما متفاوت باشد، اما این تفاوت نباید مانع شنیدن، احترام گذاشتن و کمک کردن در چارچوب درست شود. سلامت روان در جامعهای تقویت میشود که در آن افراد بتوانند با حفظ تفاوتهای خود، از احترام و حمایت انسانی برخوردار باشند.
سرمایههای فرهنگی و اجتماعی باید زنده بمانند
مدیر گروه آموزشی روانپرستاری دانشکده پرستاری و مامایی زنجان با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی جامعه ایران برای یاریرسانی خاطرنشان کرد: صله رحم، همسایگی، دیدار با سالمندان، مشارکت در کارهای خیر، رسیدگی به خانوادههای داغدار و کمک به کسانی که در شرایط دشوار قرار گرفتهاند، نمونههایی از رفتارهایی هستند که میتوانند پیوندهای اجتماعی را تقویت کنند. این ظرفیتها زمانی بیشترین ارزش را دارند که از شکل مناسبتهای محدود فراتر روند و در زندگی روزمره استمرار پیدا کنند.
وی افزود: گاهی تصور میکنیم کمک کردن باید حتماً بزرگ، پرهزینه یا چشمگیر باشد؛ در حالی که یک تماس کوتاه با فردی که مدتی از او بیخبر بودهایم، همراهی با بیماری برای مراجعه به مرکز درمانی، گوش دادن به نگرانیهای یک جوان یا تقسیم بخشی از مسئولیت مراقبت از یک سالمند میتواند برای فرد دریافتکننده معنای مهمی داشته باشد. ارزش این کارها تنها به اندازه ظاهری آنها وابسته نیست، بلکه توجه، احترام و استمرار در همراهی نیز اهمیت دارند.
دکتر امینی با بیان اینکه نباید فرض کنیم هر رابطه خانوادگی یا اجتماعی الزاماً حمایتگر است، گفت: در برخی موقعیتها، فرد ممکن است در روابط نزدیک خود با تعارض یا آسیب روبهرو باشد. بنابراین، حمایت اجتماعی باید با خواست و احساس امنیت فرد تناسب داشته باشد. همچنین پیوندهای خانوادگی و مردمی جایگزین خدمات تخصصی، حمایتهای سازمانی یا مسئولیتهای عمومی نیستند، بلکه میتوانند در کنار آنها ظرفیت مراقبت را افزایش دهند.
تابآوری جمعی؛ حاصل همکاری و دسترسی به خدمات مناسب
دکتر امینی در بخش دیگری از یادداشت خود به مفهوم تابآوری اشاره کرد و گفت: تابآوری را نباید به معنای تحمل خاموش هر دشواری یا پنهان کردن رنج دانست. انسان تابآور کسی نیست که هرگز خسته، نگران یا اندوهگین نمیشود، بلکه میتواند در صورت فراهم بودن منابع لازم، از کمک دیگران بهره بگیرد، راههای سازگارانهتری برای مواجهه با مشکلات پیدا کند و به تدریج فعالیتهای معنادار خود را از سر بگیرد.
وی افزود: تابآوری جمعی نیز صرفاً حاصل جمع تواناییهای فردی نیست. این ظرفیت در شبکهای از روابط قابل اعتماد، همکاری میان افراد و نهادها، دسترسی به خدمات مناسب و احساس مسئولیت مشترک شکل میگیرد. برای مثال، در مواجهه با بیماری یک عضو خانواده، حمایت یک دوست یا خویشاوند میتواند بخشی از فشار مراقبت را کاهش دهد، اما اگر خانواده به خدمات درمانی، آموزش و حمایت اجتماعی مناسب دسترسی نداشته باشد، همراهی اطرافیان به تنهایی کافی نخواهد بود.
مدیر گروه آموزشی روانپرستاری دانشکده پرستاری و مامایی زنجان با تأکید بر اهمیت امید واقعبینانه تصریح کرد: امید به معنای انکار دشواریها یا وعده دادن نتیجهای قطعی نیست، بلکه به معنای دیدن امکان اقدام در دل محدودیتهاست. میتوان پذیرفت که همه مسائل در کوتاهمدت حل نمیشوند و در همان حال برای کاهش رنج، افزایش حمایت و فراهم کردن فرصتهای بهتر تلاش کرد. این نوع امید نه بر شعارهای بزرگ، بلکه بر تجربه گامهای کوچک و پیوسته استوار است.
مسئولیت دانشگاه و حرفههای مراقبتی
دکتر امینی با اشاره به مسئولیت اجتماعی دانشگاه گفت: دانشگاه در کنار رسالت آموزشی و پژوهشی خود، در برابر جامعه نیز مسئولیت دارد. دانشگاه علوم پزشکی زمانی پیوند خود را با مردم عمیقتر میکند که دانش تخصصی را به زبانی قابل فهم در اختیار جامعه قرار دهد، نیازهای واقعی مردم را بشناسد و برای تقویت سلامت و کیفیت زندگی آنان همکاری کند.
وی افزود: دانشکدههای پرستاری و مامایی میتوانند در این مسیر سهمی مؤثر داشته باشند. آموزش مهارتهای ارتباطی، شناسایی نشانههای هشداردهنده مشکلات روانی، شناخت منابع حمایتی و آگاهی از مسیرهای ارجاع، دانشجویان را برای مراقبت بهتر آماده میکند. ارتباط آموزشی با خانوادهها، مدارس و مراکز بهداشتی نیز میتواند به افزایش سواد سلامت روان و کاهش انگ مرتبط با مشکلات روانی کمک کند.
دکتر امینی با اشاره به شرایط محیطهای بالینی خاطرنشان کرد: پرستاران و ماماها علاوه بر مراقبت از بیمار، با خانوادههایی روبهرو هستند که گاهی زیر فشار نگرانی، خستگی و مسئولیتهای طولانیمدت قرار دارند. توجه به نیازهای این خانوادهها، آموزش مراقبت، شناسایی نشانههای فرسودگی و کمک به دسترسی به حمایت مناسب، بخشی از مراقبت جامع است. در عین حال، مراقبت از مراقبان نیز ضرورت دارد؛ نمیتوان از کارکنان نظام سلامت انتظار داشت همواره منبع آرامش و امید برای دیگران باشند، بیآنکه برای سلامت و توان حرفهای خود آنان تدبیری اندیشیده شود.
وی تأکید کرد: دانشگاه همچنین میتواند الگویی از احترام و همکاری در محیط خود ایجاد کند؛ م
حیطی که در آن دانشجویان، استادان و کارکنان فرصت بیان دیدگاهها و نگرانیهای خود را داشته باشند، اختلاف نظر با بیاحترامی همراه نشود و تلاش جمعی برای حل مسائل بر سرزنش افراد مقدم باشد. چنین فرهنگی افزون بر بهبود محیط آموزشی و کاری، با ارزشهایی که در مراقبت از سلامت روان ترویج میکنیم سازگار است.
از نیت خیر تا اقدام مستمر
دکتر کوروش امینی در پایان یادداشت خود تصریح کرد: برای تقویت سلامت روان جامعه لازم نیست منتظر فرصتهای استثنایی بمانیم. میتوانیم از چند اقدام روشن آغاز کنیم: حال یکدیگر را با توجه واقعی بپرسیم، هنگام شنیدن رنج دیگری از قضاوت شتابزده بپرهیزیم، در صورت امکان بخشی از بار مراقبت را تقسیم کنیم، افراد تنها را از یاد نبریم و اگر نشانههای مشکل جدی روانی را دیدیم، برای دسترسی به کمک تخصصی همراهی کنیم.
به گفته وی، این رفتارها زمانی اثر پایدارتر پیدا میکنند که به عادتهای فردی و جمعی تبدیل شوند. همدلی باید از احساس به عمل برسد و همبستگی باید در مسئولیتپذیری روزمره دیده شود. هیچیک از ما بهتنهایی نمیتواند همه مشکلات را حل کند، اما همه ما میتوانیم بخشی از راهحل باشیم؛ با شناخت محدودیتهای توان خود، کمک خواستن بهموقع و همکاری با دیگرانی که هدف مشترک آنها بهبود زندگی مردم است.
مدیر گروه آموزشی روانپرستاری دانشکده پرستاری و مامایی زنجان در پایان تأکید کرد: سلامت روان ایران، مانند سلامت هر جامعه دیگری، به دانش تخصصی، خدمات باکیفیت و توجه به شرایط زندگی مردم نیاز دارد. در کنار این ضرورتها، به جامعهای نیز نیاز داریم که در آن مهربانی نشانه ضعف نباشد، درخواست کمک مایه شرمندگی تلقی نشود و موفقیت یک نفر در تقابل با خیر جمعی قرار نگیرد. شاید نتوانیم مسیر زندگی را برای همه انسانها آسان کنیم، اما میتوانیم نگذاریم دشواریها آنان را از پیوند انسانی محروم کند. دوست داشتن مردم این سرزمین در همین انتخابهای روزمره معنا پیدا میکند؛ در شنیدن، همراهی کردن، آموختن، خدمت کردن و مسئولانه کنار یکدیگر ماندن. عبور از روزهای دشوار با یک اقدام بزرگ و ناگهانی تضمین نمیشود، بلکه این مسیر با گامهای کوچک، پیوسته و مشترک ساخته میشود و هر گامی که از رنج انسانی میکاهد و امیدی واقعبینانه میآفریند، سهمی ارزشمند در سلامت روان جامعه و آینده بهتر ایران دارد.
@webd_zums
نظر دهید